تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت
خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت
شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کننسیم بی قراری را که از دست تو خواهد رفت
مزن تیر خطا آرام بنشین و مگیر از خودتماشای شکاری را که از دست تو خواهد رفت
همیشه رود با خود میوه غلتان نخواهد داشتبه دست آور اناری را که از دست تو خواهد رفت
به مرگی آسمانی فکر کن محکم قدم برداربه حلق آویز
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
تاريخ: پنجشنبه
6 ارديبهشت
1397 ساعت: 3:05